الملا فتح الله الكاشاني
289
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اصحاب و فضيلت شاه اوليا بيان فرمود و در آخر هر موعظه و فضيلتى ميفرمود كه اللهم هل بلغت چنان كه در سير و تواريخ مذكور است بعد از آن اشارت فرمود بامير المؤمنين عليه السّلام و او را بر بالاى منبر طلبيد و بازوى وى را بگرفت و او را برداشت بر وجهى كه پايهاى او از زمين جدا شد و او را بر مردمان جلوه داد تا آنكه همهء مردمان زير بغل رسول را ديدند و بعد از آن فرمود كه ا لست اولى بكم من انفسكم آيا من بشما از شما اوليتر نيستم قالوا بلى يا رسول اللَّه چون همه باولويت او معترف شدند ساعتى ساكت شد فرمود كه من كنت موليه فعلى موليه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله پس گفت اللهم هل بلغت بار خدايا آيا رسانيدم آنچه مرا فرمودند همه گفتند بلى رسانيدى آنچه حق رسانيدن بود رسول ( ص ) فرمود اللهم اشهد عليهم بار خدايا بر اينها گواه باش پس فرود آمد وقت نماز پيشين بود نماز بگذارد و در خيمه برفت و امير المؤمنين عليه السّلام را امر كرد تا در خيمهء رفت برابر خيمهء او و مسلمانان و صحابه را فرمود تا گروه گروه ميآمدند و امير - المؤمنين عليه السّلام را تهنيت ميكردند و از جمله كسانى كه در تهنيت مبالغه به حد اطناب رسانيدند عمر خطاب بود كه نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و بوى خطاب كرد كه ( بخ بخ لك يا على اصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنه ) حسان بن ثابت انصارى عرضكرد يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله دستورى ده تا بيتى چند درين باب بگويم فرمود كه قل يا حسان على اسم اللَّه سبحانه حسان بر بالاى منبر شده بآواز بلند اين بيتها بگفت و همهء مردم گردنها دراز كرده بودند براى استماع اين كلام شعر . يناديهم يوم الغدير نبيهم بخم و اسمع بالرسول مناديا يقول فمن موليكم و وليكم فقالوا و لا يبدوا هناك التعاديا إلهك مولينا و انت ولينا و لا تجدن منا لك اليوم عاصيا هناك دعا اللهم و ال وليه و كن للذى عادى عليا معاديا فمن كنت موليه فهذا وليه فكونوا له انصار صدق مواليا فقال له قم يا على فاننى رضيتك من بعدى اماما و هاديا فيا رب انصر ناصريه لنصره امام هدى كالبدر تجلو الدياجيا فحض بهما دون البرية كلها عليا و سميه الوزير المواخيا . رسول ( ص ) فرمود كه يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك و شعرا در اينباب اشعار بسيار گفتهاند بعضى در عهد رسول ( ص ) و برخى بعد از آن از جمله يكى از شعرا گفته كه من در اينباب قصيدهء عينيه گفتهام كه از جملهء ابيات آن اينست كه ( و يوم الدوح روح غدير خم ابان له الولاية لو اطيعا و لكن الرجال يبايعونها و لم ار مثلها خطرا مبيعا ) چون اين قصيده